مدح و شهادت امام حسن عسکری علیهالسلام
شیعه از پـرچم تو حـولۀ احـرام گرفت "حرم الله" حـریـم حـرمـت نـام گـرفت قبلۀ قبله تویی، کعبه به تو رو زده است حجـرالاسـود از ایـوان طلا وام گرفت خضـر اولاد عـلی! آب حـیـاتـش دادی هر که از دست کریمانۀ تو جام گرفت فـقه را با نـفـسـت بار دگـر جـان دادی احتجاجات تو گرد از رخ اسلام گرفت جاثلیق از سر اعجاز تو مشتش رو شد و دعای تو فـقـط بود به هنگـام گـرفت بی گمان زیر سر معجـزۀ چشم تو بود شیـر درنـده اگر در قـفـس آرام گـرفت اسم و رسمش وسط صحن تو از یادش رفت عاشـقـی که لـقـب زائـر گـمـنام گـرفت غافل از همّ و غـم شیعه نشد مهـدی تو از سجایای پـسـنـدیـدهات الـهـام گرفت وای از آن دم که نگهبان تو گستاخی کرد وای از آن لحظه که تصمیم به دشنام گرفت وارث ســیـنــۀ آزردۀ زهـــرا نـفـسـت موقـع گـفـتـن تـکـبـیـرة الاحرام گرفت در مـنـاجـات شـبِ آخـرِ خـود افـتـادی پیش چشـمـان تر هـمـسـر خود افـتادی گریۀ چـشـم مـلک از قِـبَل مـهـدی بود چقدر خوب سرت در بغـل مهـدی بود ناله کردی همه با مهـر، جـوابت دادند تشنه بودی و سپس جرعهای آبت دادند اهل خانه کـفـنی بـر تن پـاکـت کـردند بعد تـشـیـیع بـلافـاصـله خـاکـت کردند پیکرت تـابش سـوزنـدۀ خـورشید نـدید بوریا جای کـفن دور خودش دید؟ ندید سامرا صحـبـتی از گـودی گودال نشد سیـنـهات زیر سم اسب که پـامـال نشد سر انگشترت انگشت به غارت که نرفت آه... ناموس تو آقا به اسارت که نرفت |